X
تبلیغات
درد تنــــــهایـــــــی

درد تنــــــهایـــــــی

رفت!!!!

خدایا خدایا خدایا

خواهش می کنم ازت...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مهر 1390ساعت 23:34  توسط اونی که تنهاش گذاشتی 

خدایا کمکم کـــــــــــن

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1390ساعت 10:36  توسط اونی که تنهاش گذاشتی 

خدا جووووون خواهش می کنم

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم شهریور 1390ساعت 11:47  توسط اونی که تنهاش گذاشتی 

خدا جوووووووووووووونم کمکم کــــــــــــــــن

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم شهریور 1390ساعت 17:1  توسط اونی که تنهاش گذاشتی 

خدایا کمممممممممممممممممممممممممک

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم شهریور 1390ساعت 19:28  توسط اونی که تنهاش گذاشتی 

خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااایا کمٱٱٱٱٱٱک

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم شهریور 1390ساعت 11:6  توسط اونی که تنهاش گذاشتی 

خدااااااااااااااایا

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم مرداد 1390ساعت 12:53  توسط اونی که تنهاش گذاشتی 

دلگیرم

دلگیـــرم از تو خدای بزرگم،مگه خودت نگفتی صدایم کنید تا اجابت کنم؟!بدون هیچ تبصره ای!

پس چـــــی شدددددددددددددددددددد؟؟؟؟!

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مرداد 1390ساعت 12:6  توسط اونی که تنهاش گذاشتی 

نامه ام برسد به دست آقا امام زمان

به نام خدای بزرگم، عشق آسمونیم

سلامی به شما، به شمایی که همه ی ما منتظرتون هستیم...

اول نامه بگم که آقا، می خوام به زبونه خودم بنویسم،ببخش اگه توی آوردن کلمات لطفی ندارم

چون می خوام کاملا احساسم را درک کنید...

اول از همه همیشه خواستار اینم که شما در هر جا که هستید خوش و سالم باشید. امیدوارم دعای من

مستجاب شود تا آرامش خاطر داشته باشم.

آقا جونم اومدم اینجا براتو بنویسم تا شاید نیم نگاهی به این وبلاگ کنید و جواب نامه ی منو بدید.

یا امام زمان دلــــــــــــم خیلی گرفته از اینکه خیلی هارو صدا می زنم و جوابی نمیگیرم

اگه بگم از شما هم دلم گرفته ناراحت نمی شید؟!

ازم دلگیر نشید فقط می خوام حرفامو بزنم...

آقای خوبیها من بنده ی خیلی پاکی شاید نباشم ولی همیشه سعی کردم در حد توانم همه چیز رو

رعایت کنم. عزیز مهربونم، ما آدما وقتی کم میاریم یا رو میاریم به همدیگه یا رو میاریم به خدا و اماماش.

اگه به همدیگه رو بیاریم حتما با غرور طرف مقابل روبرو می شیم که این به من ثابت شده.

ولی من فهمیدم که همیشه باید متوسل بشیم به خدای بزرگم و شما معصومین...

آقای بزرگم من عاشق شدم، صادقانه عاشق شدم. گفتم با تمومه مشکلاتی که داریم توکل به خدا

می کنم و برای عشقم عاقلانه می جنگم اونم اوایل حرفشو زد، یعنی حرفای منو تایید کرد..

نمیخوام تک تک روزارو براتون بنویسم چون می دونم همه چیز رو می دونید

گلایه من از اینه که چرا بار آخری که اومدم جمکران و نامه نوشتم براتون هنوز جوابمو ندادید!!!

چرا وقتی دیدید اون همه اشک میریزم و ازتون التماس می کنم هنوزم سکوت کردید؟

آقا جووووووونم من به شما متوسل شدم، ازتو التماس کردم و دست به دامنتون شدم جوابی نگرفتم

مث همون موقعی که به اون متوسل شدم و التماس کردم خیلی راحت دل شکست...

چرا شما هم همون کارو می کنید؟!

من که جز شما و خدا و اماماش کسی رو ندارم، من که همه چیزم با شماهاست

من که سکوت کردم و صبر کردم تا شما جوابمو بدید، این رسمشه؟!!!

این رسمش نیست که یه کسی بیاد و باعث بشه دل ببندم و بگه پای همه چی وا میسته ولی...

ولی هر وقت خواست و بره و هر کاری میخواد بکنه و هر وقت دلش تنگ شد بیاد!!!!

آقای خوبــــــــــم دلـــــــــــــــــــم بدجور شکسته...

وقتی تو جمکران دعای توسل می خوندیم و اشک میریختم دلم آروم بود چون می دونستم دارید

نگاهم می کنید ولی مدتی از اون شب می گذره و من هنوز جواب نگرفتم...

جواب هیچ کدوم از خواسته هامو نگرفتم...

اگه بگم ازتون دلم گرفته ناراحت می شید؟!!!!

عزیز مهربونم، اومدم یه بار ازتون خواهش کنم که جواب نامه ی منو بدید...

اومدم یه بار دیگه خواسته هامو ازتو بخوام...

آقای عزیزم، می خوام عشق منو واسه همیشه برگردونید، می خوام نتونه لحظه ای به کس دیگه فکر کنه

می خوام مهر و محبتمو بندازید تو دلش، می خوام مصمم بشه و برگرده و به پام واسته

می خوام بفهمه که ما عهد بستیم و نمی تونیم جدا بشیم

می خوام نتونه لحظه ای فراموشم کنه

می خوام بتونه مردونه سر حرفش واسته و خانوادشو راضی کنه

می خوام برگرده و مث پارسال ماه رمضون با هم باشیم

می خوام انقدر دلتنگم بشه که هیچ جیز آرومش نکنه مث خودم که گاهی اوقااااااااااات میمیرم

می خوام به آیندمون فک کنه و مصمم بشه

می خوام بگه که منو می خواد

می خوام اگه می خواد بره عذاب وجدان نذاره چون ما عهد بستیم

اینا نفرین نیست آقا ، اینا حرف دل منه، اینا بخاطر دل شکستمه،اینا بخاطر اینه که برگرده

بیا امام زمان می خوام جواب اون نامه ای که تو چاه انداختم رو بندید

من منتظر میمونم و ازتو می خوام روز تولدتون جواب نامه ی منو بدید

از خداااااااااااااااااا التماس می کنم این کارو انجام بده و اجازه برآورده شدن آرزوهامو به شما بده

آقا جون از خدا می خوام روز تولدتون موقع ظهور شما باشه

راستی پیشاپیش تولدتون مبارک عزیز مهربونم

منتظر اجابت دعاهام هستم

خدایا  ظهور آقا امام زمان رو زود بفرما

آمین

آقا جونم، برام نشونه ای بدید اگه نامه ی منو خوندید...

دوستتون دارم، مواظب خودتو باشید

خدا نگهدارتون

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم تیر 1390ساعت 11:46  توسط اونی که تنهاش گذاشتی 

خدایا اصلا حرفام یادت هست؟!

سلام بزرگوارم، سلام عشق آسمونیم

خدا جونم دلـــــم گرفته! یاد همه چی دیونم می کنه...

یاد ماه رمضون پارسال که کنارم بوووووووود،خدایا تو میدونی چه حالی دارم

ولی موندم که چرا همش سکوت کردی!!! خدایا شکستم

خداجونم من که سعی کردم خوب باشم چرا سکوت می کنی؟!

خدایا اصلا حرفام یادت هست؟!

خودت گفتی: مرا بخوانید تا اجابت کنم!10 ماه کافی نیست؟!

اون همه اشک و التماس بس نیست؟تو هم مث اون دیگه دلت واسه اشکام نمی سوزه.

خدای من دلــــم گرفته، از همه، از همه کسایی که بهشون متوسل شدم و جوابی نگرفتم.

مگه ما یه بار بیشتر زندگی میکنیم؟! چرا با توجه به دلمون زندگیمونو نمیسازی؟!

ازم دلگیر نشو چون دلم گرفته، خدایا بغلــــم کن...

خدایا یه بار دیگه نامه ی شب آرزوهامو بخون، من منتظر اجابتشون هستم

قسمت میدم به قلب شکستم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم تیر 1390ساعت 12:31  توسط اونی که تنهاش گذاشتی 

خداااااااااااااااااایا قسمت میدم به آقا امام حسین

قسمت میدم به قمر بنی هاشم

قسمت میدم به امام زین العابدین

قسمت میدم به آقا امام رضــــــــــــا

قسمت میدم به آقا امام زمان

دیگه حاجت دلمو بده

خدایا خواهش می کنم

خدایا یه بار نامه ی شب آرزوهامو بخوووووووووووون

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم تیر 1390ساعت 16:17  توسط اونی که تنهاش گذاشتی 

شب آرزوها

سلام مهربونم، سلام عشق آسمونیه من

امشب شب آرزوهاست، اومدم بازم اینجا برات بنویسم

اومدم آرزوهامو حک کنم تا اگه یه لحظه فراموش کردی به یادت بیاد

خدای بزرگم امروز خیلی ها التماس دعا داشتند

آبجی سونیا، داداش میلاد، حامی عزیزم، آبجی مهدیه، آبجی شیدا، دوستام، فامیلا همه و همه....

اول از همه آرزوی برآورده شدن آرزوهاشونه....اگه صدات می کنن طوری جواب بده که بشنون.

بارالها خانواده ام را به خودت می سپارم و آرزوی سلامتی براشون دارم و...

و آرزوی اینکه به هر چی که می خوان برسن

بزرگوارم به داد مریضا برس که با تمومه دردی که دارند به عشق تو امید دارند.

خدایا امشب به داد دلهای شکسته برس...

خدایا عاشقارو به عشقشون برسون....

خدایا از تمومه تقصیراتمون امشب بگذر....

مهربونم، چند ماهی می شه هر دقیقه، هر ثانیه، هر لحظه صدات می کنم و طلب برآورده شدن حاجتم

امشب می خوام حاجتمو بگیرم، می خوام سجده کنم، اشک بریزم تا بهم بدی...

می خوام داد بزنم، می خوام اشک بریزم، می خوام از چشم انتظاری دورم کنی

خدای بزرگم توی این مدت همه چیزم با تو بود، به عشق تو صبر کردم...

حالا دیگه وقتشه جواب صبر کردنمو بدی...

خدایا به آرزوهام گوش میدی؟امشب دلم می خواد برآوردشون کنی

اولین آرزوم اینه که یه بار دیگه خیلی زود بیام دورت بگردم، می خوام زائر خونت بشم، دعوتم کن

دومین آرزوم اینه که من زودتر از پدر و مادرم از این دنیا برم حتی شده 5 دقیقه، طاقتشو ندارم

سومین آرزوم داشتن عشقمه، عشقی که توی این مدت تو دیدی با نبودنش چی کشیدم، عشقی که دلمو

شکست ولی سکوت کردم چون تو گفتی صبر کن، عشقی که بعد از این همه مدت هنوزم منتظرشم.

ولی مهربونم دیگه نمی تونم انتظار بکشم

می خوام امشب تو دفتر برآورده شدن آرزوی بنده هات اینم بنویسی که برش می گردونی برای همیشه

خدای مهربونم بذار اگه عاشقیم عاشق بمونیم و برای هم باشیم...

کمکمون کن تا بهم برسیم...

ازت می خوام نذاری حتی لحظه ای به کسی یه نیم نگاه بندازه چون عشقمه

ازت می خوام نذاری بدونه من بمونه. می خوام دلتنگم باشه.

ازت می خوام بی من بودن براش محال باشه...

ازت می خوام لحظه لحظه جلوی چشاش باشم و بخاطرم جلوی همه واسته

اینا نفرین نیست، اینا حرف دل شکسته ی منه، آروزی دل عاشقه منه

آرزومه برگرده و بگه که تا آخر عمر باهام میمونه

خدایا خیلی آرزوها دارم، می خوام امشب باهات حرف بزنم

اینا جزیی از آرزوهامه ولی بدون منتظر اجابتشونم

پس خدای بزرگم اشک مارو پاک کن و حاجتمونو برآورده کن

خدایا ما را دریاب ای مهربون ترین مهربونا


+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم خرداد 1390ساعت 22:41  توسط اونی که تنهاش گذاشتی 

این دیگه عنوان نداره!

تو که همصدا نبودی چرا با بهونه مــــــــوندی

چرا بعد آشنایی شعر عاشقونه خونــــــــدی

سلام مهربونم، سلام خدای بزرگم

امروزم مث هر روز دلم گرفته، بهم بگو جواب کسی که میاد و عشق می ورزه و قسم می خوره تا ته تهش میمونه

چیه؟جواب کسی که دل دادو دل گرفت ولی یهو زد زیر همه چی چیه؟

بهم بگـــــــــــو خدا...

دلم دلم دلم دلم دلم دلم

دلم گرفته، دلم شکسته، دلم تنگه، دلم غصه داره...

فقط بخاطر دلم جواب بده خدا جونم

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم خرداد 1390ساعت 11:39  توسط اونی که تنهاش گذاشتی 

دیگه چی بگم؟

سلام خدای مهربونم

خیــــــــلی دلم واسش تنگ شده...

وقتی یاد حرفاش میوفتم اشک از چشام جاری میشه وقتی اسمسای آخرشو می خونم گریم میگیره...

پس اون حرفا چی بود؟این تنها گذاشتن چیه؟

خدایا می دونی من با اون حرفا خو گرفتمو زندگیمو ساختم؟تو بودی، تو دیدی پس چرا....

خداااااااااااااااااااایا من که پای همه چی واستادم چرا؟

من که همه چیزش بودم، من که باعث آرامشش می شدم .....

خدایا چرا سکوت؟چرا سکوت کردی؟

تو می دونستی با نبودنش عذاب می کشم اونم می دونست

وقتی داشت قسم میخورد که دیگه میمونه یادته گفتم فقط به عشقه تو دارم اعتماد می کنم؟

حالا سکوت کردی و داری به اشکام نگاه می کنی؟به دل تنگ نگاه می کنی؟

خدایا نفــــــــــــــرین نیست ولی ازت التماس می کنم کاری کن نتونه دیگه بدونه من بمونه

کاری کن هر لحظه جلوی چشاش باشم و تو خوابش باشم

کاری کن نتونه حتی لحظه ای به کس دیگه فک کنه

خداااااااااااااایا این بلاها سرم اومده و تو سکوت کردی

اون بهم بدی کرده پس بذار خودم تعیین کنم که چطوری قصاص بشه

خدای بزرررررررگم من جز تو پناهی ندارم

خدایا اینا چیزایی که از ته دلـــــــــــم با دل شکستم می خوام

خدایا به داد هر کسی که از ته دل صدات می کنه برس

به داد کسی که هر روز برات نامه می نویسه و مث خواهر میمونه برام ، کمکش کن بزرگوارم

یا امام رضـــــــــــــــــــــا به داد دل شکستمون برس


+ نوشته شده در  سه شنبه دهم خرداد 1390ساعت 18:15  توسط اونی که تنهاش گذاشتی 

دلتنگم...

سلام خدا جونم، امروز با اجازت می خوام برای عشق رفتم، بنویسم

سلام عزیز مهربونم، صبح قشنگت بخیر. خوبی عشقـــم؟

حالت که خوبه؟ خدای نکرده ناخوشی که نداری؟

آخه می دونی هوا چند وقت پیش خیلی سرد بود ولی یهو گرم شد، خیلی مواظب باشا

عزیزم اوضاع روبه راهه؟

ببینم دلت برام تنگ نشده بود؟ من که خیـــــــــــــلی...

عشق من، دلم تنگه برای اینکه فقط بشینم نگات کنم...

می دونی چند وقته بهت صبح بخیر نگفتم؟می دونی چند وقته صداتو نشنیدم؟

اصلا ببینم ، می دونی چی بهم گذشت و چه حالی دارم؟

آخ، انقدر دلـــــــــم برات تنگ شده...

دلم می خواد مث قبلا اسمت که توگوشیم پرستش بود بیوفته...

دلم می خواد وقتی می گم الـــــو تو هم با صدای قشنگت بگی سلااااااااااااااام

دلم می خواد مث قبلا هر شب آخرین کسی باشی که بهم شب بخیر می گی و من می خوابم

دلم می خواد مث قبلا هر دقیقه ازم خبر بگیری...

دلم می خواد اون روزااااااااااااااااااااا برگرده...

می دونی عزیزم، هنوزم نمی دونم چرا این کارو کردی!!!!....

یه چی بگم بهت نخندیا...من همش از خدا التماس کردم که تورو برگردونه.

خودم نمی تونستم برگردم چون تو برام هیچ راه برگشتی نذاشته بودی...

نمی دونی چــــــــــــی کشیدم و دارم می کشم

کاش می شد همه ی احساسمو اینجا بنویسم حتی لحظه های که قلبم شکست.

دلــــــــــم برات تنگ شده بی معرفت.

دیگه نمی دونم چی بگم فقط بدون با تمومه عشقی که دارم بهت ولی نمی تونم ببخشمت

و بدون با تموم کارای بدی که در حقم کردی هنوزم دوستت دارم...

.......................................................................................

دیگه واسم سخته گفتن خیلی از حرفام برات

به امید دیدار

---------------------------------------------------------------------------------------------------------

خدا جوووووووووووووونم دلم، دلم، دلم، دلم،دلم ، دلم...

خدایا کمکم کن، جواب دلمو بده من جز تو کسی رو ندارم

مهر و محبتمو بنداز تو دلش.....خدای بزرگـــــــــــــــــــــــــــــــــم

قسمت میدم به اشکام، به قلب شکستم....

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم خرداد 1390ساعت 10:19  توسط اونی که تنهاش گذاشتی 

دلم...

سلام خدای بزرگم، سلام مهربون

خدایا تا حالا شده دلت تنگ بشه؟؟؟

دلــــــــــــــم تنگه...

خدایا می بینی چی شد؟خیلی راحت فراموش شدم این رسمش بود؟

میگن تو، توی قلبهای شکسته ای...

دیگه واقعا نمی دونم چطوری ازت بخوام...

خدایا دلم شکست وقتی صدات کردم جواب ندادی

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم خرداد 1390ساعت 14:13  توسط اونی که تنهاش گذاشتی 

یا فاطمه زهرا

خدایا قسمت میدم به این روز عزیز، قسمت میدم به آبروی خانم فاطمه زهرا

حاجت دلمو بده...

یا فاطمه زهرا............

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم خرداد 1390ساعت 9:48  توسط اونی که تنهاش گذاشتی 

دلم شکسته ولی سکوت کردی...

سلام خداااااااا جونم، سلام بهترینم

خدایا اول از همه می خوام شکرت کنم

شکر، شکرت خدا، شکرت خدااااااااا، شکرت خدای خوبم، شکرت مهربونم

بخاطر اینکه به دعاهام گوش میدی، چون خیلی ها التماس دعا داشتند من خیلی براشون دعا کردم

حالا بهم دارن می گن که مشکلشون حل شده یا اینکه آرامش دارند، شکرت مهربونم

یا امام رضــــــــــا دوستت دارم، ضامنم شدی پیش خدا آقا جونم

شکـــــــــــرت خدا، واقعا از ته دلم براشون آرامش میخوام

خدای عزیزم تو خیلی بزرگـــــــــی، ببخش که بیشتر از فهممون درکت نمی کنیم

از سر خطاهامون بگـــــــذر، منه حقیرو ببخش که گلایه می کنم

ولی می دونم که می دونی من فقط برای تو درد و دل می کنم...

بهم حق بده، که حالا شدی همه چیزمو همه کسم، همه چیزو فقط به تو بگم

می دونی دلــــــــــم خیلی گرفته، گاهی اوقات می بینی که چطوری می کنم؟!

ولی بذار سر نادونیم و درک پایینم، ازم دلگیر نشو همه چیــــــــزم

خدای بزرگم امروز می خوام بگم دلـــــم شکسته ولی سکوت کردی...

چرا؟!پس کو عدالت؟تو می دونی من چی کشیدم...

می دونی بدترین نفرین زندگیم براش چی بود؟اینکه نتونه بدونه من بمونه...

نه نه نفرین نبود، فقط می خوام بدونه من لحظه لحظه هامو چطوری گذروندم...

خدااااااااایا دلم انقدر گرفـــــــته، سخته باور خیلی از چیزا، خیلی سخته بخوای داد بزنی ولی...

خدا جونم روز و به شب، شبو به روز رسوندن شاید می گذره ولی داغون شدم.

این رسمش نیست، دلم شکسته و سکوت کردی...

تو تمومه نامه هام فقط ازت خواستم، اگه یادت رفته یه نگاهی بهشون بکن...

تو عزیزی، بهترینی، من با جون و دلم برات نامه می نویسم ولی وقتی سکوت می کنی دلم بیشتر می شکنه

خدایا وقــــــتی از ته دل صدات می کنیم یعنی اینو می دونیم که تو یکتایی و همه چی دسته توست

خدایا دلم شکسته ولی سکوت کردددددددددی و من ذره ذره آب شدم

تو که بودی و همه چیزو دیدی این رسمش نیست...

خودخواهی نیست ولی ازت می خوام، ازت التماس می کنم نذار بتونه بدونه من بمونه...

نذار از جلوی چشاش برم کنار...

نذار دل به کسی ببنده...

آخــــــــــه من اینارو دارم بی دلیل می کشم...

می خوام درک کنه که من چـــــــــــــــــی کشیدم و دارم می کشم...

بذار خودم تعیین کنم چطوری قصاص بشه، بهش بفهمون دلم بود شکست...

خدایا خیلی ها به من می گن التماس دعا، همش بهم می گن

خوشحالم که قبولم دارند، خدایا به دل شکستم قسمت میدم کمکشون کن

خودت می دونی که من هر لحظه بهت می گم و اسماشونو میارم

خدااااااااااااااااایا به داد دل هر کسی که از ته دل صدات می کنه برس

خدایا کسایی که دیروز و امروز تولدشون بود یه کادوی خیلی خوب بهشون بده که ...

که غرق در خنده و خوشحالی بشن...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390ساعت 10:2  توسط اونی که تنهاش گذاشتی 

قربون مهربونیت بشم خدا

سلام بهترینم، سلام عشق آسمونیه من

خدا جونم داره بارون میاد...

یکی از لحظاتی که دعا برآورده می شه موقع باریدن بارونه...

هر وقت که بارون رو می فرستی میرم از ته دل دعـــــا می کنم چون می دونم بالاخره حاجتمو میدی.

خدایا هر کسی که بارون رو نگاه می کنه و صدات می کنه جوابشو بده آخه...

آخه به ما یاد دادند که موقع باریدن بارون تو به دلها خیلی خوب نگاه می کنی و هر دعایی رو برآورده می کنی.

خدااااااااااایا اگه بدونی چه غمی دارم ولی مث همیشه سکوت کردم...

اینطوری شاید به کسی کاری نداشته باشم ولی دارم خودمو از بین میبرم.

عزیزم، عشق من، درسته تو عشق اول من هستی ولی آسمونی، تورو نمی شه با هیچ کس و هیچ چیز

مقایسه کرد ولی ما آدمای روی زمین احتیاج به یه عشق زمینی هم داریم و خیلی سخته که ما عشقمونو

از دست بدیـــــــم.

می بینی هنوزم بعد از این همه مدت و این همه اتفاق ... هنوزم ازت طلب عشقمو می کنم

چون نمی خوام بشم مال کسه دیگه ولی دلم واسه عشقم باشه خیلی سختــــــــــــه.

خدایا به خودت قسم من هیچ چیز تو زندگیم کم ندارم همیشه هم شکرت کردم ولی نمی تونم از عشقم بگذرم

اینم می دونی که هیچ راهی من واسه برگشت ندارم، حالا که بهت پناه آوردم مث همیشه کمکم کن.

دیگه انتظار خستم کرده نذار حتی احساس کنم که داری بهم میگی همین که هست!!!

خدایا حالا که بهت پناه آوردم و عشقمو تو این مدت بهت ثابت کردم کمکم کن

خدااااااااااااااااااااایا کمکم کن...

قربون مهربونیت بشم خدا... که با اسمت هم آرامش میگیرم

خدای بزرگم تورو به پاکی آقا امام زمان قسم میدم به داد هر کسی که از ته دل صدات می کنه برس

این دعای همیشگیه منه، چون درکشون می کنم

خدایا به برکتت، به بارونی که برامون فرستادی حاجت دلمونو بده


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390ساعت 10:42  توسط اونی که تنهاش گذاشتی 

بخاطر کدوم گناه...؟!

سلام مهربونه مهربونا، خدای بزرگم...

الان دارم از اینترنت خونتو نگاه می کنم و حسرت اینکه چقدر با من فاصله داری...

درسته می گن وقتی دلت با خدا باشه اونجا خونشه ولی دلم می خواست رو به خونت می نشستم...

تا شاید منو میدیدی...

تا شاید صدای هق هقم بهت می رسید...

تا شاید اشکام میدیدی و اشکامو پاک میکردی...

تا شاید سردرگمیمو میدیدی و بهم آرامش میدادی...

تا شاید صدامو می شنیدی که لحظه لحظه دارم صدات می کنم...

خــــــــــدایا بخاطر کدوم گناه دعام مستجاب نمی شه؟!

خدای مهربونم، دلم تنگ شده ولی هیچ راهی ندارم...

چــــــــــرا سکوت کردی؟!

بخاطر کدوم گناه دیگه جوابمو نمیدی؟من که نمی دونم تو بهم بگو...

من که تمومه سعیم اینه که گناه نکنم، اگه هم اشتباهی کردم توبه کردم...

خدایا می بینی چه حالــــــــــی دارم؟بخاطر کدوم گناه دارم گریه می کنم؟

بخاطر کدوم گناه تنهام گذاشت و تو فقط سکوت کردی؟

بخاطر کدوم گناه هر چی صدات میزنم جوابی نمی دی؟

بخاطر کدوم گناه آرامشو ازم گرفتی؟

بخاطر عهد بستنایی که پاش واستادم؟بخاطر صادقانه بودنم؟

بخاطر اینکه همیشه صدات کردم و یاد گرفتم به عشق تو توکل کنم؟

بخاطر اینکه پای یکی واستادم واسه همیشه؟

خدااااااااااااااااایا اگه بگم کم آوردم ناراحت می شی؟

نه، ناراحت نشو چون تو می دونی دارم چه عذابی می کشم؟

مگه ما یکبار بیشتر زندگی نمی کنیم؟پس چرا کسی که دلمو بهش دادم ازم گرفتی؟

چرا راحت داره فراموشم می کنه؟

چرا این بعض لعنتی داره خفم می کنه؟

خب خدا یه جوری جوابمو بده...

بخـــــــــاطر کدوم گناهم آقا امام رضا شفاعتمو نمی کنه پیشت؟

خدااااااااااااااااااااااااااااااایا کمکم کن...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390ساعت 17:10  توسط اونی که تنهاش گذاشتی