درد تنــــــهایـــــــی

رفت!!!!

با تمام غرورم ولی شکستم!


اگه قلبمو شکستی به فدای یک نگاهت

 این منم چون گل یاس نشستم سر راهت

 تو ببین غبار غم رو که نشسته بر نگاهم

 اگه من نمردم از عشق تو بدون که روسیاهم

اگه عاشقی یه درده چه کسی این درد ندیده

 تو بگو کدام عاشق رنج دوری رو ندیده

اگه عاشقی گناهه ما همه غرق گناهیم

 میون این همه آدم یه غریب و بی پناهیم

تو ببین به جرمه عشقت پره پروازمو بستند

تو ندیدی منه مغرور چه بی صدا شکستم

با تمام غرورم شکستم...

آره مغرور بودم به وجودم، به عشق پاکم، به دوست داشتنم چون تک بود

غرور داشتم ولی شکستم وقتی غرورمو شکستمو ندیدیش خودمم شکستم.

برات مبهمه نه؟

با اینکه می دونم هیچ وقت متنهای این وبلاگو نمی خونی ولی دارم باهات حرف می زنم

یادم میاد وقتی قول می دادیم چند نفر بودیم اولیش خدا بــــود

یادته؟کنار اون به هم قول دادیم و عهد بستیم...

من هنوزم سر قولم موندم با اینکه هزار جور دل نگرونی دارم از وقتی رفتی

تا جایی پیش رفتم که با کابوس این از خواب بیدار می شم که با کسی دیگه...

نمی تونم بپذیرم!!!!

دل بیچاره ی من چه مظلومانه شکست ولی هنوز عاشقه

عاشقه اون لحظه هایی که کنارت بود با اینکه خیلی کم بود...

عاشقه اون شبهای قدری که تا صبح با دل تو ناله کرد و التماس کرد.

عشقم خیلی خوشگل بود دوسش داشتم تک بود...

توی این مدت فقط التماس کردم، سجده کردم، تا تونستم خدارو صدا زدم

امام رضارو قسم دادم، خانم فاطمه زهرارو خواستم از همشون التماش کردم

امروز دست به دامن آقا امام زمان شدم...

هر وقت حرف دلم خیلی زیاد می شه و با خدا حرف می زنم و التماس می کنم صبر میاد

ولی به خود خدا قسم صبرم داره تموم می شه

فقط دارم انتظار می کشم

خدایا قسمت می دم به حق تمام دلای پاکی که صدات می زنن به داد دل منم برس

یا صـــاحــــــب الزمــــان...

یا امــــــــــــام رضــــــا...

یا فــــاطمه زهــــــرا...

یا قمر بنی هاشم...


+ نوشته شده در  جمعه سی ام مهر 1389ساعت 22:1  توسط اونی که تنهاش گذاشتی 

من وجود ندارم؟

وفا

نمي دانم چه مي خواهم بگــــــويم

زبانم در دهان باز بستـــــــه است

در تنگ قفس باز است و افسوس

كه بال مرغ آوازم شكسته اســت

چو روح خوابگردي مات ومدهوش

كه بي سامان به ره افتد شبانــگاه

درون سينه ام دردي است خونبار

كه همچون گريه مي گـيرد گلويم

غمي آشفته دردي گريه آلـــــــود

نمي دانم چه مي خواهم بگويم...

نمي دانم چه مي خواهم بگويم...

نمي دانم چه ......................

دلم گرفته آسمون نمیتونم گریه کنم

شکنجه میشم ازخودم نمیتونم شکوه کنم

حتی صدای نفسم میگه که توی قفسم

من واسه آتیش زدن یه کوله بارشب، بسم

خدایا سلام.می خوام بازم مث همیشه مث لحظه لحظه هام باهات درد و دل کنم ولی خدا

جونم ازت یه سوال دارم...

می گن که خدا همه ی مارو می بینه و هر وقت صداش کنی به دادت می رسه!

خب همه اینو تایید می کنن پس وجود داره.

ولی از کی دارم صدات می کنم ، التماست می کنم، خواهش می کنم ولی جوابمو نمی دی!!

پس می گن که تو جواب می دی!!!!

پس شاید من وجود ندارم!

خدایــــــا اگه هستم، اگه برات مهمم به دلم نگاه کن...

نگاه کن چطوری داره عذاب می کشه خدایااااااااااااااا دلـــــــــــم گیره...

خدااااااااااااااااا من که بدی نکردم بهش چطوری فراموش شدم؟؟

خدا چرا جواب دلمو نمی دی؟بس نیست این همه گریه و انتظار؟

خدایا من تو شبهای قدر باهات حرف زدم، باهات عهد بستم...

خدا جونم دیگه نمی دونم به چی و کی پناه ببرم.

خدایا چون واسه یکی بودم بد بودم؟چون همه چیزم بود بد بودم؟

چون به همه چیز اعتماد کردم بد بودم؟چون صافو ساده رفتار کردم بد بودم؟

چون به همه چیز فک می کردم و به فکر همه چیز بودم بد بودم؟

من که همه کار کردم پس کی می تونه جای منو گرفته باشه؟!!!

خدا جونم خودت می دونی من کم نذاشتم...

الان که دارم باهات درد و دل می کنم منو می بینی؟اشکامو می بینی؟

ایــــــنا حق من نیست...

به همه چیز و همه کس قسمت دادم

آقا امام رضارو واسطه کردم و جواب نگرفتم آخه چرا؟

آقا هیچ وقت منو دست خالی بر نمی گردوند!!!!!!!!!!

خــــــــــــــــــــــــــدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا دلم گرفته

بگو داری صدامو می شنوی...

آرامشمو ازم گرفت، می خوام لحظه لحظه نبودمو احساس کنه

خدااااااااااااااااایا به حق آبروی فاطمه زهرا...

خودت از دلم خبر داری می دونی چی می خوام

یا امام رضـــــــــــا کمکم کــــــــن

خــــــانم فاطمه زهرا به دادم بــــــــرس

خدا جونم به جونه تک تک زائرای خونت قسم می دم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مهر 1389ساعت 22:7  توسط اونی که تنهاش گذاشتی 

آقا به دادم می رسی؟

زائری بارانی ام

آقا به دادم میرسی

بی پناهم خسته ام

تنها به دادم میرسی

گرچه آهو نیستم اما پراز دلتنگیم

ضامن چشمان آهوها به دادم میرسی

من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام

هشتمین دردانه زهرا به دادم میرسی .


آقــــــــا جونم دســـــتمو به سویت دراز کردم دست خالی برم نگردون
شمارو به حق جوادت قسم...
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389ساعت 22:42  توسط اونی که تنهاش گذاشتی 

یا امـــــــام رضا مددی

داستان واقعی و زیبای دستان دعا كننده! (+عکس)

یا امام رضا به دادم بـــــــرس

آقا جونم دست خالی برم نگردون امشب...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مهر 1389ساعت 23:40  توسط اونی که تنهاش گذاشتی 

چه سکوت تلخــــــی!

یا ذوالجلال و الاکرام


گاهی که خسته ام

می نویسم

تا کمی از خستگی ام را به کاغذ رسانم

شاید که روحم کمی آرام گیرد

گاهی که می نویسم ، خسته ام

می نویسم ، تا خسته ام

خستگی نشاط می دهد

نشاطی از جنس احساس

و احساسی از جنس نشاط

گاهی که خسته ام، می نویسم

نوشتن با خستگی

نوعی رهایی است

آزادی است

و این رها شدن

چه زیبا است

و چه زیباتر

وقتی از تو می نویسم

از تو ای محبوب قلبم ...


http://byte.bloghaa.com/files/2009/10/god.jpg

سلام بهـــــترینم، خدا جـــــــــونم دلـــــــم گرفته

ببین دارم اشک می ریزم، ببین دارم غصه می خورم...

خـــــــــــــــــدااااااااااااااااااااااااااااااااااا من نمی تــــــــونم دیگه دوری رو تحمل کنم

خدایا تو منو می بینی؟چرا سکوت کردی؟چرا سکوت کردم؟

میبنی چه سکوت تلخی دارم ، میدونی منتظر جوابم؟

خدااااااااااااا کمکم کــــــــن تو این شبا کمک کن

شمارو به حق آقا امام رضـــــــــا

آقــــــــا جوووووووون دلم تنگه،آقا جون چرا جواب دلمو نمی دی؟

یا امام رضــــــــا دستمو خالی برنگردون...

آقا جــــــــــــون بگو داری صدام می شنوی، بگو التماسامو میبینی

آقااااااااااااااااا غریبـــــــــــــم، به دادم برس

آقا ضامنم بشوووووووووو، قسمت می دم به خاک پای زائرات که تو شب تولدت پیشتن

آقا جونم ایـــنـــــــا حق من نیست آقا جونم

قربونت بررررررررررررررم به شما پناه آوردم

 

آقا جــــــــــون......

آقا جـــــــــــــــــــــــــون...

یا غریب الغربــــا...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389ساعت 22:14  توسط اونی که تنهاش گذاشتی 

مجموعه 4 پس زمينه اسلامي


سلام خدا جونم.همه چیزم، نفسم، عمرم، زندگیم...

خدایا دوستت دارم و می پرستمت

من شاید بنده ی گناهکاری باشم ولی همیشه به یادتم

خدا جوووووونم تو تکــــــی، تو یگانه ای

خدا جـــــون دلم گرفته ولی دارمت، دارمت و می تونم داشته باشمت

وقتی دارمـــــت آرامش می گیرم...

خدایا همیشه بهم کمک کردی و هوامو داری

بازم مث همیشه می خوام ازت التماس کنم هوای دلمو داشته باش

خدایا بزرگواری کن در حقــــــــم...

دلــــــم می خواد پرواز کنم بیام به سمتی که فقط تو باشی و خودم

خدا جونم دلتنگ آقا امام رضـــــــام، حسرت اینو می خورم که کاش تو حرمش بودم

خدایــــا تو می دونی چقدر دلم شکسته و چه بلایی سر دلم اومده ...

عزیزترینم به داد دلم برس، به داد چشمام برس

می پرستمــــــــت خدااااااااااااااااااا جونــــــــــــــــم

آقا جوووووون سلام، الهی قربونه کبوترای حرمت،الهی قربونه جای پای زائرات بشم

آقا من گدددددددددددااااااااااااااااااااااا کمکم نمی کنی؟؟

یا امام رضـــــا 3 روز دیگه تولدتونه!چرا ازم دوری؟؟

ولی آقا جون تو قلب من جا داری، آقا دلم گرفـــــــته

دلم می خواد بیام تو حرمت بشینم باهات درد و دل کنم، بگم دلم در چه حاله

آقـــــــــــا همین جا صدامو می شنوی نه؟

آقا جون شب قدر یادته؟ انگار تو حرمت بودم که دعای جوشن کبیرو می خوندم

یا غریب الغربا می دونی غریبی یعنی چی؟

یعنی کسی رو که دوسش داری نه بتونی ببینی نه صداشو بشنوی!!

آقا می بینی چقدر غریـــــــــــبم؟؟؟؟!!!!!!!

آقا جـــــــــون دلم گرفــــــته، دلم تنگـــــــــه

بخدا دلم گناه داره پس کمکش کـــــــن آقا جووووووونم

این روزا مال شماست هر چی بگید نه نمیاد

پس حاجتمو بده آقـــــــــا جونم...

آقا شمارو قسم به جــــــوادت...........

من منتظرم آقا جونم

پیشاپیش میلادت مبـــــــارک آقا جونم

دست خالی برم نگردون


+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مهر 1389ساعت 19:54  توسط اونی که تنهاش گذاشتی 

آقا جونم قهر نکن

سلام آقا جونم، باهام قهــــــری؟؟

منو که دعوتم نمی کنی بیام پابوست منم همیشه از نت پخش مستقیم حرمتو نگاه می کنم!

حالا هم که درو بستن و نمی ذارن حرمتو ببینممممممممم....

آقا جون نکنه باهام قهری!!!!

من دق می کنما، من تمام امیدم به خدا و شما و خانم فاطمه زهرا و امام علی و ...

من بدون شماها میمیرم...

آقا جونم دلم تنگــــــــه............................................

آقا جون اومدن پیشت شده واسم یه حسرت، می خوای حسرت به دلم بذاری؟؟؟؟

یا امام رضــــــــا تا دارمت آرومم ، تا اسم خدا و شما میاد آقا جون آروم میگیرم

آقا جـــــــون این شبا مال شماست من دستمو جلوت دراز کردم تا حاجتمو بدی آقا جونم

آقا جونم شما رو قسم به حق جوادت به داد دلـــــــــم برس ...

چشم انتظارم نذار دیگه آقا.

یا ضامن آهو ضمانتمو پیش خدا بکن آقا جون...

بهش بگـــــــــو...

خدایا شکـــــــــــــــــــــــرت



+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مهر 1389ساعت 21:38  توسط اونی که تنهاش گذاشتی 

آقا جون می بینی چرا راحت دلم شکست

آقا جـــــــــــونم سلام قربونت برم، الهی قربونه کبوترای حرمت برم

بازم دلم گرفتــــــــه ، بازم دلم تنگ شده...

آقا جون این روزا همه دارن بدجور صدات می کنن منم یکی مث اونا!

منم پناه آوردم بهت...

آقا جون همه می گن تو درد مردمو از طرف خدا می دی.می دونی دردم چیه نه؟

بهت پناه آوردم آقا جوووووووون.خوارم نکــــــــن...

می دونی آرزومه که بیام تو حرمت بشینم فقط نگات کنم نمی خوای منو بطلبی؟

می بینی به چه روزی افتــــــــادم...

آقا جون تو این روزای قشنگت حاجت دل منو بده خودت می دونی چی می خوام...

آقا جونم شمارو قسم به خانم فاطمه معصومه...

آه چقدر سخت می گذره همه چــــــــــی

امشب رفته بودم جشن میلادت، تو اون جشن یه دفعه دعوت شدم کاش که تو حرمت بودم

دوشنبه شب تولدته آقا جون، حاجتمو بده...

ای به فدای قدمت، یا رضا یا رضا / منم گدای کرمت یا رضا یا رضا

به جوادت نما، ‌حاجتم را روا / سیدی یا رضا سیدی یا رضا

 (سیدی یا رضا سیدی یا رضا)

منم غلام کوی تو، یا رضا یا رضا / فدای ذکر لب تو یا رضا یا رضا

به جوادت نما، حاجتم را روا /سیدی یا رضا سیدی یا رضا

(سیدی یا رضا، سیدی یا رضا)

ارض و سما گریه کنند، یا رضا یا رضا / جن و ملک نوحه کنند، یا رضا یا رضا

به جوادت نما، حاجتم را روا / سیدی یا رضا، سیدی یا رضا

(سیدی یا رضا، سیدی یا رضا)

یا اما رضـــــــــــــا مدد...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مهر 1389ساعت 22:11  توسط اونی که تنهاش گذاشتی 

بیا ای عشق بی وفای من

                           ای انکه شکستی دل داغون من

                           بیا ای نا مهربون و بی وفا

                          بیا کنار بستر تاریک من

 

                         بیا امشب شب زنده داری کن کنار بستر تاریک من

                         بیا امشب اخرین اندوه من مهمون توست نا مهربون من

                         بیا تا امشب اخرین اشکم را روی شونه تو بریزم

                         بیا که امشب کنار عکسهای تو خون میبارد چشمهای من

 

                         کاش از اول می خوندم از چشمات

                        کاش می خوندم که دوروغه همه حرفات

                        کاش اون لحظه که دیوونه چشمات شدم

                        کاش نمیذاشتم لب روی لبات!

  

خداااااااااااااااااااااااا جونننننننننننننم آخه چرا داری باهام این کارو می کنی؟

خدایا خواهش می کنم...

خدایا قسمت می دم به آقا امام رضـــــــــــــا

یا امام رضــــــــــــــــــا...


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مهر 1389ساعت 19:42  توسط اونی که تنهاش گذاشتی 

سکـــــــــوت کنم؟

خدااااااااااااااااااااایا دیگه بسه...

یا ضامن آهو، یا غریبا الغربا به دادم برس دیگه نمی دونم چی باید بگم

شما از دلم خبر داری آقا جون

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مهر 1389ساعت 22:31  توسط اونی که تنهاش گذاشتی 

خدااااااااااااااااااااااااااااااااااا

خدا جونم سلام.فدات بشم همه چیــــــــزم

خدا جونم تو خودت می دونی چقدر دوستت دارم مگه نه؟من همیشه به یادت بودم من همیشه باهات بودم

و تو هم باهام بودی.می دونم شاید خیلی گناهکارم ولی تو هم مث همیشه می دونم منو می بخشی.

خدایااااااا می بینی چه حالی دارم؟خدا لحظه لحظه دارم التماست می کنم ...

جایی که می تونم داد می زنم و صدات می کنم و جایی هم که نمی شه تو دلـــــم داد می زنم!

خدااااااااا تو خودت از همه چی خبـــــر داری حتی از دل مــــــــن!

خدا داره بهم بد می گذره ، من این تنهایی رو دوست ندارم ، من نمی خوام با خاطرات زندگی کنم

خدا جون تک تک لحظه ها یادم میاد دیونه می شم...

خدایا یادته اون روز که برای دیدنش رفتم؟یادته چه چیزایی گفتیم؟؟

خدااااااااااااااااااااااا من از انتظار متنفرم...

من صادقانه رفتار کردم ، من تو شبهای قدر عهد بستم ، من دلمو گرو گذاشتم...

خدا این کارو با من نکن من طاقتشو ندارم نذار این دوری بیشتر بشه خــــــــــــــدا

شاید منم اشتباه کرده باشم ولی بعدش سریع از کارم پشیمون شدم و از دل هر کسی که بود درآوردم

ولی خودت دیدی این سری من مقصر نبودم ، من همیشه سکوت کردم خودت همه چیزو می دونی!

خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا بسه دیگه دوری بسه

خدا دست خالی برم نگردون

یا امام رضا یه چیزی بگو دیگـــــــــه، به خدا بگو کمکم کنه

بگو دلم تنگـــــــــــــــه، بگو دارم عذاب می کشم ، بگو چشم انتظارم

بگو نذاره بشـــــــــــــم یه خاطره، بگو نذاره نبودم عادت بشه

خدا تنم می لرزه ، خدا می ترسم ، خدااااااااااااااااااااااااااااااااا قلبم درد می کنه

خدا جونم به تو پناه آوردم ، خدا جونم یه نگاهی هم به من بکن

خـــــــــــــــــــــــــــــدا تو از دلم خبر داری

ازت التماست می کنم خدا جون...

http://img.tebyan.net/big/1387/10/231178253166213222501810069245417765131120.jpg

آقـــــــــــــا جونم به داددددددددددددم بررررررررررررررررررررس

شمارو قسم به مادرتون آقا جون


+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مهر 1389ساعت 21:51  توسط اونی که تنهاش گذاشتی  | 

یا امام رضا مدد...


دیگه نمی دونم باید چی بگم!!دیگه نمی دونم چطوری باید قسم بدم!!

سلام آقا جون، الهی قربونت برم...

آقا جون نمی دونی چه حالی دارم که!یا امام رضا دلم گرفته از این دنیــــــــا

دنیایی که محبت می کنی ولی دلشکستگی می بینی!دلم گرفته از آدمایی که تا وقتی خوبن دوستت دارن

تا وقتی بهت نیاز دارن دوستت دارن ، تا وقتی آرومی و آرومن دوستت دارن ...

آقا جون خستــــــــم خستــــــــه!خسته از دلی که بهونه می گیره، خسته از اشکی که همش جاریه!

خسته از دلـــــــــــــی که تنگه...خســــــــــتم آقـــــــــــا جونـــــــــــــم

خسته شدم انقدر تو دلم داد زدم، دادم زدم خدااااااااااااااااااایا کمکم کــــــــن خدایا برش گردون...

یا ضامن آهو خیلی بده وقتی چشم انتظار کسی باشی، وقتی صبح به امید این بیدار بشی که میاد

صبح تا شب منتظر میمونی شب می شه و دلت می شکنه ولی باز امیدواری که تا صبح برگرده اما...

آره خیلی سخته دارم کم میارم کمکم کنیــــــد آقــــــــــا، امام رضا این روزا مال شماست...

آقا جون شما هیچ کسو ناامید نمی کنید ولی من دارم ناامید می شم!

آقــــــــــــا ما عهد بستیم ، یا امام رضا من با اون عهدا دل بستم نمی تونم بگذرم

یا امام رضا یادش بیار ما چه عهدی بستیم، یا امام رضا این دلتنگی فقط واسه منــــــــه؟؟؟!!!

هیچ راه برگشتی واسم من نذاشت خودت می دونی آقا جون ...

حالا باید منتظر باشم که بیــــــــــاد چشم انتظارم نذار بیشتر از این

آقــــــــــــا جووووووووووون من دلمو گذاشتم آقا جون

آقا جوووووون من همه چیمو واسش گذاشتم ، دلم گـــــــیره...

چرا دیگه هیچ کس صدام نمی شنوه؟چرا خدا دیگه به دادم نمی رسه؟؟چرا هیچی نمی گه؟

آقا جون دیدن حرمت از تو نت شده کارم می شینم جلوی مانیتورو فقط نگاش می کنم!!

آقا جووووووووون من به امید شما چشم باز می کنم ، به امید اینکه حاجتمو بدی

یا امام رضا یه بغضی تو گلومه که داره خفم می کنه هر چی هم گریه می کنم آروم نمی شم

یا ضامن آهـــــــــو قسمت میدم به کبوترایی که همیشه دوروبره حرمتن!

دیگه کم آوردم برش گردون، شمارو به حق جوادت ضامن من بشید پیش خدا

یا امام رضا یه عمر نوکریتو می کنم ، به خدا بگید یه بنده ای بهش پناه آورده دست رد به سینم نزنه!!

آقا جون شما از همه چی خبر داری پس کمکم کنید...

http://www.taknaz.ir/ax1/ax1/204.jpg

آقــــــــــــــــا به خدا بگید من دارم میمیرم، بگید دستم بگیره، بگید خارم نکنه...

آقا جون خدا بزرگه هر کاری بخواد می تونه بکنه پس ضمانتمو بکن یا امام رضــــــــا

شماها دیگه طردم نکنید!!!

آقا دل شکستم به داد دلم برس

خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا همش دارم التماست می کنم چرا جوابمو نمی دی؟

خدا جووووووووووووووونم من که با خودت عهد بستم، من تو شبهای قدر التماست کردم

خدایا نذار دیر بشه، خدا جون نذار بشم خاطره، خدا نذار همه چی سرد بشه

خداااااااااااااااااااااااااااااااا نذار همه چی فراموش بشه

خدا جوووووووووووووووووووووووووووووووون به قلب خودم قسمت میدم برش گردون خیلی زود

دیگه طاقت ندارم خدا...

خدایا امشبو آخرین شب انتظارم بذارو برش گردون

یا ضامن آهو برس به دادم


+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مهر 1389ساعت 21:32  توسط اونی که تنهاش گذاشتی 

خــــــدایا دیگه خسته شدم

امروزم گذشت!!!

دیدی خدا جونم چطوری گذشت؟دیدی چطوری دارم روزارو می گذرونم؟؟امروز تولد خانم فاطمه معصومه بود

ولی من فقط غصه خوردم و همتونو التماس کردم ولی چرا هیچ کس جواب منو نداد؟؟؟؟

آخه یکی بگه من چی کار کـــردم؟یکی بگه دلتنگی فقط واسه منـــــــه؟یکی بگه گناه من این بود که پاک بودم؟

آی خـــــــــدا دارم دق می کنم آخـــــــه چرا اینطوری شد؟؟؟؟؟

خدااااااااااااااااااا تو می دونستی ، تو از همه چی خبر داشتی ،تو چرا این کارو کردی؟

دارم تو تب می سوزم، همش کارم شده فکر و خیال و گریه آخه چرا؟؟؟

یا فاطمه معصــــــــومه شما بگو من چی کار کردم؟شما بگو جواب اشکای منو که می ده؟؟

خدا جوووووووون صدام نمی شنوی؟گریه هامو نمی بینی؟خدا دارم میشم فقط یه خاطره؟؟؟؟؟

این رسمش نبود خدا!!!ما عهد بستیم چرا اینطوری شد خدددددددددددااااااااااااااااااااااااا؟

خدا من هیچ وقت فراموشت نکردم ولی تو منو داری فراموش می کنی...

خدایا تو از دلــــــــــم خبر داری ، دلم تنگ شدددددددهههههههههههههههه

آخه خدا من به هیچ کس بدی نکردم چرا این بلا سرم اومد؟؟

خدا من به فکر همه بودم همیشه و همیشه ولی حالا خودم آرامش ندارم...

خــــــــــــدا جونم نمی خوام بشم خاطره،خدا نمی خوام فراموش بشم من فقط محبت کردم

چطوری دارم فراموش می شم، خدا دلواپسم ، خدا دلتنگم ، خدا دلگیــــــــــــــــرم به دادم بـــــــرس

لحظه لحظه از فکرم بیرون نمیاد.خدا من تو شبهای قدر اونقدر باهات حرف زدم التماست کردم

خدا بد موقع رفت من باید بخونم ولی آرامش ندارم

خدا برش گردون قسمت می دم به قلب شکسته ی خودم تو از همه چی خبر داری...

یا امام رضـــــــــا دارم صدات می زنم چرا یه نگاهی بهم نمی کنی؟

قسمت دادم به نور دیدت به خواهرت کمکم کن، یا امام رضا می بینی چقدر غریبم؟؟

کسی رو که دوسش دارم نه دیگه می تونم صداشو بشنوم نه ببینمش؟!

حتی نمی دونم به یادم هست یا نه؟؟؟

آقا جون قسمت می دم به مادرت به خانم فاطمه زهرا برش گردون دارم ذره ذره آب میشم.

آقا جووووووووونم دلــــــــــــم تنگه ، به خود خدا قسم تا عمر دارم نوکریتو می کنم ...

آقا جون، یا ضامن آهو پارسال وقتی اومدم به زیارتت هر وقت وارد حرم می شدم بهش زنگ می دم.

با اون وارد می شدم وسلام می دادم و واسش نماز زیارت می خوندم یادته؟؟

یا امام رضا این جواب محبت های من نبوددددددددددددددددد به خدا نبود!!!

آقا جونم دیگه نمی تونم کمکم کـــــــــن، یا ضامن آهو ضمانتمو پیش خدا کـــــــــــن

یا امام رضا به انتظاری که کشیدی قسمت می دم به جوادت منتظرم نذار تو می دونی خیلی بده!

یا ضامـــــــــــــــن آهــــــــــــــو دست رد به سینم نزن، امشب دست خالی برم نگردون...

آقا جووووووووووووووووووووون کمکم کـــــــــــــــن

امام رضا دهه ی کرامته می خوام مث قبل شاد باشم شمارو به همین روزای عزیز برش گردون

می خوام بفهمه کی بودم، می خوام بفهمه که اشتباه کرده ، می خوام یادش بیاد چه عهدایی بستیم

می خوام یادش بیاد چه حرفایی زده می خــــــــــــوام خودش برگرده و از کارش پشیمون بشه

خودتون دیدی من چه کارایی کردم.خواهش می کنم...

خــــــــــــدا التماست می کنم خدا

خدا جون بسه چشم انتظاری خودت از دلم خبر داری


یا ضامن آهو دست خالی برم نگردون...


+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مهر 1389ساعت 21:17  توسط اونی که تنهاش گذاشتی 

نمی دونم از چی بگــــــم!

از دل تنگم؟؟خدایا تو که بهتر از هر کسه دیگه ای می دونــــی چه حالی دارم...

من همون آدمم خدا جونم؟نه خودمم باورم نمی شه!!!

امشب شب تولد خانم فاطمه معصومه ست، خدا جونم یادته...

خانم یادته تو حرمت...؟؟؟یادته ؟؟یادته؟؟؟

حالا ببین به چه روزی رسیدم ، خانم به خودت قسم من کاری نکردممممممم جز محبت...

یا حضــــرت معصومه تو به داد دلــــم برس تو این شب عزیز.

همه تو این شب خوشحالن و دارن جشن میگیرن ولی من مث هر شب اشک میریزم!

خانـــــــم شما هم از دلم خبر داری مگـــــه نه؟؟گناه دل پاک من چی بود؟

خانم منو نطلبیدی که بیام تو جشنت شرکت کنم ولی بدون یه غم بزرگی تو دلمه...

خانم معصومه خودت کمکم کـــــن تو همین شب عزیز

می دونی الان دارم به صورت زنده حرم امام رضارو می بینم دلم هوایی شده

دلم می خواد برم رو به حرمش بشینم و نگاش کنم و تو دلم صداش بــــــــزنم

بگـــــم یا ضامن آهو امشب شب تولد خواهرته ، تورو قسم میدم به خواهرت جواب دلمو بده

یا امام رضـــــــا من از انتظار بدم میـــــاد قسمت میدم به انتظاری که کشیدی به دادم برس

خـــــــــــدا جــــــــــــــونم امشب شب عزیزیه دست خالی برم نگردون

خدایا قسمت میدم به حق خانم فاطمه معصومه حاجتمو بده

دلــــــــــم گرفــــــته، خدا جونم مگه خودت نگفتی صدام کنید تا اجابت کنم

پس چرا جوابمو نمی دی؟؟؟؟؟

خدااااااااااااااااااااا دلممممممممم....

خدا چقدر زود فراموش شدم، این رسمه روزگار که محبت کنی زود فراموش می شی؟؟؟؟؟؟؟؟

خدا یه چی بگوووووووووو، بگو چطوری انقدر زود فراموش شدم، چرا همش دارم گریه می کنم؟؟

چرا نمی تونم قبـــــــول کنم ، چرا آخه چرا؟؟؟

یا امام رضـــــــا امشب شب تولد من دارم گریه می کنم قسمت میدم به خانم فاطمه معصومه به دلم

یه نگاهی کن، یا ضامن آهـــــــــــو طردم نکـــــــــن

باورم نمی شه خدا جون، کاش امشب که خوابیدم یا بیدار شمو ببینم همش خواب بوده یا دیگه...

خدا من همیشه به یادت بودمو هستم چررررا کمکم نمی کنی؟؟؟

یا امام رضـــــــــــــــا...

آقا جون امروز که رفته بودم سالمندان اکثرا اسم شمارو میاوردن

انقدر خوشحال شدن که منو سپردن به شمـــــــــا

آقـــــــا جون من قول دادم بهشون سر بزنم و چشم انتظارشون نذارم چون می دونم خیلی بده!

یا ضامن آهو دارم الان پخش زنده حرمتو می بینم ، می دونی که کارم شده این...

یا امام رضا از تمام مادرا و پدرایی که امروز رفتم به دیدنشون وقتی التماس دعا داشتم اکثرا منو سپردن

به شمـــا، اونا گفتن از خدا و شما بخوام هر چی می خوام

خدا جونم امروز خیلی خوشحال شدم اون پدر مهربونو دیدم بعد از یک سال

می دونی کدوم می گم که؟؟؟اون همیشه تو فکرم بود همیشه

بهم قول داده اگه فردا رفت حرم حضرت معصومه واسم خیلی دعا کنه

اون بهم گفت از خدا بخـــــواه ، از خانم فاطمه زهرا بخواه...

خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا جون کمکم کن...



+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مهر 1389ساعت 19:39  توسط اونی که تنهاش گذاشتی 

ای وای از اون همه احساس...

خســــــــــتم ، انقدر خسته که دوست ندارم دیگه باشــــــم!

تو که منو نمی خواستی چـــــــرا گفتی می خوای ؟چرا قسم خوردی؟چرا منو پای بند خودت کردی؟

چرا گفتی تا ته تهش باهامی؟چرا گفتی دوستم داری؟؟چرا چرا چرا چرا چرا؟؟؟؟؟

چرا جواب سوالمو نمی دی؟؟؟من اولش به تو اجبار کردم که دوستم داشته باشی؟؟؟؟

چرا بهم بد کردی؟؟چز اینکه درکت کنم کار دیگه ای هم کــــــــــردم؟؟!!!!

جز اینکه تو بدترین کارات سکوت کنم و همون جا خاکشون کنم کار دیگه ای هم کردم؟؟؟!!!

آهـــــــــــــــــای یکی جواب منو بده ،یکی بگه چه گناهی کردم که با دلم بازی شد؟

من دل بستــــــــــــــــم خداااااااا ، من دل بستـــــــــــــم چرا باهام این کارو کردی؟

می بینی دارم ذره ذره آب می شم؟؟خدااااااااااااااا جوووووووونم

خدا جونم میبنی دارم چه عذابی می کشـــــــــم؟؟؟تورو جونه من می بینی؟؟؟

دارم دیگــــــــــه دق می کنـــــــــــم خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــداااااااااااااااااااااا

مـــــــــــن بــــــــدی نکردم چرا این حال و روزمه؟؟؟؟

می گن فراموشش کن نمی تونم نمی تونم به خودت قسم نمی تونم!!!

خـــــــــــــــــدا چـــــــــــــــــــــرا چـــــــــــــــــــرا؟؟؟

بگو چرا؟؟چرا اون راحت زندگی می کنه؟چرا دلش تنگ نمی شه؟چرا همه چیزو فراموش کرده؟؟؟

می بینی کارم شده گریه؟؟می بینی خداااااااااااااااااااااااا؟

چرا باهام این کارو می کنــــــــــــــی؟؟؟

من از قطره قطره اشکام نمی گذرمممممممممممم

خداااااااااااااااااااااااا جووووووووووووووووووووووونم کمکم کـــــــــــــــن

تو از دلم خبــــــــــــر داری به داد دلـــــــــــم برس

خداااااااااااااااااااااااااایا چشــــــــــــم انتظارم

یا امام رضــــــــــــــــــا برس به داد دل شکستم

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مهر 1389ساعت 21:30  توسط اونی که تنهاش گذاشتی 

خــــــــــــدا جوووووونم این حقم نیست!!!

آی خــــــــــــــدا به خودت قسم گنــــــــــاه دارم...

خدا جونم چرا دلمو می شکنـــــــــی؟؟؟خداااااااااااااااااا تو از دلم خبـــــــــر داری چرا باهام این کارو می کنی؟

دیگــــــــه طاقت ندارم خدااااااااااااااااااا ، دیگه بسه من گناهی نکردم آخـــــــــــه...

به خودت قسم این حقه من نیست!!!!!!من بدی نکردم خدای من!!

چرا این دلتنگی تو دل منه تو دل اون نمی ذاری؟؟چرا اون حالش مثه من نیست؟؟

خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا تو از دلم خبــــــــــــــر داری.

من نمی بخـــــــشمش................................................

خدایا خودت شاهد بودی هر وقت اومد طردش نکردم چون دلم نمی خواست ازم ناامید بشه

حالا تو ناامیدم نکن اگه اون ناامیدم کـــــــــــــرده

تو منو میبنی مگه نه؟؟میبنی چطوری دارم تو خودم آب می شـــــــــــــم

خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

کمکـــــــــــــم کــــــــــــــــن ، حال الانمو دیدی؟؟خدا جونم من هنوز غیرت دارم...

خدایا به داد دلــــــــــم برس...

می دونی ازت چی می خوام؟؟؟

می خوام نتــــــــو نه بدونه من بمونه ، می خوام یه لحظه خاطرات از ذهنش بیرون نیاد ،

می خوام یاد من از یادش بیرون نیاد ، می خوام هیچ چیزی آرومش نکنه ، می خوام هیچی

واسش قشنگ نباشه ، می خوام جای خالیم اذیتش کنــــــــه مثه حاله الان خودم

خدا می خوام برگــــــــــــــرده ،اینارو می خوام بهم میدی مگه نه؟؟؟؟

خدایا طردم نکن!پسم نزن! خدایا دارم صدات می کنم به حرفام گوش بده

خدا نگام کـــــــــــــــن ، خدا شکستـــــــــــــــــــــم ...

خدایا تو بزرگــــــــــی ، تو هر کاری بخوای می تونی بکنـــــــــــی خدااااااااااااااااااااااااا

اینا حقه من نیست!!!!اون رفتارا حقه من نبود .من فقط محبت کردم خدا جونم

فاصله ها داره زیاد می شه می ترسم فراموش بشم

خداااااااا خدااااااااااااا خداااااااااا خدااااااااااااااا خداااااااااااااا مث همیشه کمکم کن

لحظه لحظه دارم صدات می کنم خدا جونم تورو به حق خانم فاطمه زهرا کمکم کن خدا جون

دست رد به قلبم نـــــــــــــزن خدایا تو بزرگی کمک کن به این دلــــــــــــــــم

خدایا کمکم کــــــــن

می خوام چند کلمه ای با امام رضا حرف بزنـــــــــم

سلام آقا جون ، الهی قربونت برم 

یا امام رضـــــــــــا اگه بدونی چه حالی دارم ، اگه بدونی چطوری روزارو می گذرونم

آقـــــــــــــا دل گیـــــــــــــرم ، آقا دلم شکسته ،آقا آقایی کنو به داد دلم برس

آقا جون بزرگواری کن و ضامنم شو پیشه خدا...

آقا جون من بدی نکردم ، آقا جون من صادق بودم ، آقا جون اصلا من بد ولی حالا به شماها رو آوردم

به خدا رو آوردم پسم نزنید به دادم برســــــــــــید .دارم کــــــــــــم میارم...

آقــــــــــا جونم قسمت میدم به تک تکه قدمای زائرات کمکم کــــــــــن

یا ضامن آهو یه نیم نگاهی به من بنداز...

یا امـــــــــــام رضا تورو قسم میدم به اون کبوترای حرمت برش گردون

آقااااااااااااااااااااااااااااااااااااا جون به داددددددددددددم برررررررررررررررررررررررس

آقا جون قسمت میدم به انتظاری که کشیدی منتظرم نذار...

خدااااااااااا جونم به جونه خودم قسمت میدم چیزایی که ازت خواستم بهم بده

التماست می کـــــــــــــنم خــــــــــــــــــــدا جون دست رد به سینم نزن


+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مهر 1389ساعت 22:36  توسط اونی که تنهاش گذاشتی 

از تو گذشتن سخــــــته...

امشبم با تمام غمش اومد!

امروز دلم تو بقیع بود ، شهادت امام جعفــــر صادق بود ...

وقتی اونجا رو نشون می داد دلمم می رفت به سمتش چه احساسه خوبی بود ولی یه عالمه غم داشتم

یاد خاطرات داره توانه همه چیو ازم میگیــــــــره...

خدایا امروز روز تو بود ، روز خـــــــــدا

خیلی صدات کردم که کمکم کنی امیدوارم شنیده باشی که فک کنم شنیدی!!!

یه روزی وقتی برگشت گفت عوض شده ، گفت مرد شده ، گفت دیگه قدرمو می دونه ، گفت و گفت...

منم سکوت کردم و به حرفاش گوش دادم. گفت ببخشمش و بخشیدمش...

اون فقط گفت منم سکوت کردم. خدایا هیچ وقت از خودش می پرسه من چرا این کارارو کردم؟؟؟

چون دوستــــــش داشتـــــــــــــــم

چون عهـــــــــد بســــــــــت

خدا جونم تو بهتر از هر کسی می دونی اون چی کار کرده ولی از اون گذشتن سخته

چون واسه خودم ساختمش ، انقدر ساختمش که فک کردم هیچ کس مث اونو نداره!!!!!

من به اون دل بستـــــــــم ، من دلمو واسش گذاشتم چون همه چیزم بود

نذاشتم تنهایی رو حس کنه چـــــــون خودم خیلی کشیده بودم و نمی خواستم اون بچشه طعمه بدشو

منم می دونستم واسه رسیدن بهش باید تلاش کنم ، منم می دونستم مشکلاتی زیادی داریم

ولی توکل کردم به خودت و رفتم جلـــــــــو ، اونم به قول خودش توکل کرد!!!!

خدایا چرا بعضی ها انقدر راحت دل می شکنن؟؟چرا بهشون نشون نمی دی دل شکستن خیلی بده!!

راحت رفــــــت ولی خیلی سخت گذشت و می گذره...

خدایا دوست ندارم بشم خاطره که یه روزی اگه چیزی از من یادش اومد بگه گذشته!!!

چون با رفتنش هنوز نگذشته ، هنوز واسه من همون آدمــــــــــه!

خدا جونم کارم شده گریــــــــه، می بینی دیگه نـــــــــه؟؟؟

پس یه چیزی بگــــــــو ، یه کاری بکــــــــن.من دارم هر لحظه صدات می کنم و قسمت می دم

خدا جون دوست ندارم جایگزین کنم هیچ چیزو هیچ کسو ، خدایا اونم نتونه جایگزین کنه...

خدایا ازت التماس می کنم دست رد به سینم نزن.

دیگــــــــه بسه ، دارم ذره ذره آب می شـــــــــم

عـــــــزیــــــــزم از تو گذشتن سخته ، با تو نبــــــــودن درده واسه من

زنـــده بودنـــــــــم مرگــــــــه ، بــــدونه تو با عشـــــقت واسه من

وجــــود من مــــال تو ، قلــــب تو هـــــم مـــــال مــــن عزیزم

رفتــــــــن تــــــــو مرگـــــــه منــــــــــــه ، دستـــــــــــای تــــــــو تو دستـــــــمه

نگــــــو که باید جدا شیــــــم ، نبــــــوده تو نبــــــــودمــــــــه

بـــــــــــدونه تو کم میـــــــــــارم ، تا پای جون دوستــــــــــت دارم

اگـــــــــه تو از من جــــــــــــــدا شی ، امیـــــــــــد موندن نـــــــــدارم

آه خـــــــــــــــــــدا...

یادته تو بهم گفتی هیچ وقت تنهات نذارم حالا تو تنهام گذاشتی اونم بی دلیل!!!!!!!!

خدااااااااااااااااا جونم کمکم کــــــــــــــــن

یا امــــــــــــــام رضــــــــــــــــا منتظرم نذار

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مهر 1389ساعت 21:34  توسط اونی که تنهاش گذاشتی 

چرا من همیشه سکوت کــــــردم؟!

آه ...

این آه رو از ته دلـــــــم کشیدم بخاطر تمومه سکوتایی که کردم ، دیدم و سکوت کردم!!!

بازم یه شبه دیـــــگه! خدا جونم اگه بگم دیگه نمی خوام زنده بمونم ناراحت می شی؟؟؟

آخــــــه می دونی قلبم داره از جاش در میاد!آخه می دونی یه عالمه خاطره تو فکرمـــــــه...

آخـــــــــــه می دونــــــــــــی چشــــــم انتظارم!!!

خدا خسته شدم ، می فهمی؟؟دیگه نمی کشم...

خدا جووووونم بگو آخه گناه من چی بود؟

من که پاک بودم ، من که کوتاهی نکردم ، من که همیشه کنارش بودم ، من که...

آخه چی بگم تو که خودت همه چیو می دونــــــــی!!!

چطوری می تونه فراموشم کنه؟چطوری می تونه اون حرفو فراموش کنه؟

خدا تو می دونی من با تمام مشکلات به تو توکل کردم و باهاش بودم

خدا تو می دونی من اونو واسه خودش می خواستم

خدا تو می دونی من بهش اعتماد کردم

خدا تو می دونی من قلبمو واسش گذاشتم

خداااااااااااااااااااااااااا تو همه ی اینارو می دونی پس یه کاری کــــــــــــــــن

خدایا ما تو شبهای قدر با هم عهد بستیم چی شــــــــد خدا جونم؟؟؟

چرا اینارو یادش نمیاری؟؟چرا دلش تنگ نمی شــــــــه؟؟چرا سکوتشو نمی شکنی؟؟

چون همیشه سکوت کردم اینه جوابم؟؟چون همیشه جواب بدی رو با خوبی دادم اینه جوابم؟؟

خدا من عاشق بودم ، من با تمام وجود دوسش داشتم چرا اینطوری شد؟؟

من بچه نبودم که اونو واسه یه مدت بخوام!!!!!!!!

خدا تو از دلم همیشه خبر داشتی پس جوابمو بـــــــــده

نمی خوام بشــــه خاطره ، نمی خواااااااااااام بشم خاطره

خدای تورو قرآنت کمکم کــــــــــن...

خدا جونم دیگه نمی دونم به چی قسمت بدم ،از انتظار متنفــــــــــــــــــــــــرم...

خدا جوووووووووونم بگو بگو بگو بگو بگو بگو بگو بگو بگو داری صدام می شنوی

بگو داری منو می بینی؟؟بگو از دلم خبر داری؟؟خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

من مگه چی کار کردم؟؟؟بی دلیل چرا دلمو شکست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

من که بدی نکردم ، من که همیشه هواشو داشتــــــــم خداااااااااااااااا تو بهم بگوووووووووووو

یا امام رضـــــــــــــــــــا خدا جوابمو نمی ده...

آقا جووووووووونم تو ضامن من شو...

آقا جون یادته اومدم مشهد برای نماز صبح که وارد حرم می شدم بهش زنگ می زدم...

آقـــــــــــــــــــــا یادتــــــــــــــــــــه؟؟تو بگو که می شنوی!!!

یا ضامن آهو دست رد به سینم نزن پیش خدا ضامنم شو تا خدا به حرف دلم گوش بده

آقا جووووووون دیدی چه راحت دلمو شکست؟؟؟!!!!تو خودت می دیدی من باهاش چطوری رفتار می کردم

آقای خوبــــــــم تو دستمو بگیررررررررررررررررررررررررررر

یا امام رضا هر چی خواستم بهم دادی اینــــــــم بده

خدایاااااااااااااااا اونو واسه همیشه برگردون ، می خوام خودش برگرده من تمام تلاشامو کردم

خدا جون به حرف دلم گوش بده دستمو طرفت دراز کردم دستم پس نزن

خدایاااااااااااااا شکــــــــــــــــــــرت

خدا جوووووووون من منتظرم چشم انتظارم نذار

منتظرم


انتظار !!!

واژه ي غريبي است ...

واژه اي است که روزها يا شايدم ماه هاست که با آن خو گرفته ام .

که چه سخت است انتظار .

هرصبح طلوعي ديگر است بر انتظار فرداهاي من!

خواهم ماند تنها در انتظار تو .

چرا نوشتم در برگ تنهاييم براي تو ، نمي دانم

پ.ن : سلام آقا ، سلام امام علـــــــی

الهی قربونت برم آقا جون همش یاد شبهای قدرتم.آقا جووووون ما عهد بستیم

می خوام قسمت بدم به همون شبــــــــا برش گردون آقــــــــــا ، من بخاطر اون شب بهش اعتماد کردم

آقا جون کمکم کــــــــن دیگه خودم نیستـــــــــم!!!آقا شمارو قسم میدم به حق آقا امام حسیـــــــــن...

آقا جونم قسمتون می دم به حسینـــت...

آقا به دادددددددددددددددددددددم برررررررررررس

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مهر 1389ساعت 22:15  توسط اونی که تنهاش گذاشتی 

دلم واسه هوای خونت تنگ شده خدا جوووون

خدا جونم سلام.الهی قربونت برم منم همون بنده ی گناهکارت که همیشه داره صدات می زنه

خدایا دلم هوای خونتو کرده ، وای یادمه وقتی جلوی کعبه می نشستم به هیچی دیگه فکر نمی کردم.

فقط نگاه می کردم وآرامش کامل داشتم...

کاش الان اونجا بودم تا از همه چی دور می شدم.

آخه می دونی خدا جونم این دلتنگی داره منو می کشــــــــه، دلم می خواست اونجا بودم و ...

خدایا من که همیشه به یادت بودم ، من که همیشه بهت توکل کردم چرا کمکم نمی کنی؟؟

به جون خودم من کاری نکردم ...!!!!

خدا جون وقتی می گن یه چشمم اشک و یه چشمم خون حالا می فهمم یعنی چی !!!

حالا فقط از یه چشم اشک میاد و اون چشمم پر خونــــــــه!!

خدااااااااااااااااااااا تمام اتفاقات داره منو دیونه می کنـــــــــه

خدایا نمی تونم نمی تونم فراموش کنم تو از همه چی خبر داری می دونم...

می دونی دلم می خواست مث پارسال جلوی کعبت رو زمین سجده می کردم و سرمو که بلند می کردم

کعبتو می دیدم...

خدایا دلگیرم ، دلتنگم،دل شکســــــــــــــتم

خدا جوووووووونم بگو داری نگام می کنی ، می بینی به سختی می گذره؟؟؟

دلم می خواد بازم دستمو بزنم به کعبت

خدااااااااااایا همیشه به یادتم به خودت قسم تو از همه چیز عزیزتــــری...

خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

به دادم برس...

تو از همه چی خبر داری ، از دلم خبر داری به دادم برس

خدا جونم قسمت میدم به تمام زائرایی که مهمونتن به حرف دلم گوش کن و کمکم کن...


صبر کردن دردناک است و فراموش کردن دردناک تر.......

ولی از همه دردناک تر این است که ندانی باید صبر کنی یا فراموش......


یا امام رضـــــــــا قسمت میدم به انتظاری که کشیدی چشم انتظارم

نذار

قسمت میدم به جــــــــوادت یا امام رضــــــا

خدا جونم به خاطر قدم تک تک زائرای خونت کمکم کن ، دلم تنگه

دلم می خواد این دلتنگی که دارم 100 برابرش تو دلش بیافته

دلم می خواد نتونه با هیچ چیز آروم بگیره چون آروم نمی گیرم ، دلم می خواد

یاد تک تک لحظه ها و خاطراتمون بیافته ونتونه طاقت بیاره...

خدایااااااااااا دل من اینارو می خواد می دی بهش؟؟؟

کمکم کن خدااااااااااااااااا کمکم کن

یا امام رضــــای غریب ضامنم بشو پیش خدا

من منتظرم خدا جونم...

شکـــــــــــرت



+ نوشته شده در  شنبه دهم مهر 1389ساعت 21:37  توسط اونی که تنهاش گذاشتی 

چه بی وفــــــا می شن آدمــــا

چقدر زود ما آدمــــــا خیلی چیزارو فراموش می کنیــــــــم!

امشبم یکی دیگه از شبایی که دلم گرفتـــــــه ، روز آرومی بود چون آرامش داشتم خدا همش باهام بود

ولی شب خیلــــــی دلگیـــــــره...

تا حالا شده خاطرات داغونتون کــــــــنه؟؟

خاطرات داره داغونم می کنــــــــه ، دلم می خواد واسه همیشه فراموششو ن کنم

خدایا می بینی به چه روزی رسیدم؟جواب تمام محبتهای من این بـــــــود؟؟من که پاک بودم چرا؟

می گن دنبال دلیل نگرد ولی همش جای سوال داره!!!!

خدا جونم تو از همه چی خبر داری،می دونم صدامم می شنوی، پس جواب منو بده.

می دونی دل ندارم ، طاقت ندارم ،دلم میگیره ،فقط اشک میریزم...

امروز رفته بودم زیارت پسر امام رضا ، گفتم بخاطر ضامن آهو ،بخاطر پدر غریبت به اشکام نگاه کن.

خسته شدم از اینـــــــــکه جواب محبتهام با بدی داده شد...

می دونی خدا جونم دلم به تو خوشه ، تو با تمام عظمتت همیشه کمکم کردی ولی بنده ی تو...

آه چقدر دلم از آدما گرفــــــــته ، کسایی که فقط ادعا زدن.

یا امــــام رضا دلم می خواد مهمونت بشمو تو بشی میزبانم ، منو می طلبی؟؟

دلم تنگه واسه خیلی چیزا ، خدااااااااااااایا دلم گرفــــــــــته.

خدااااااااا می بینی آدما چطوری رفتار می کنن؟؟؟چرا؟؟چرا به خودشون مغرور می شن؟

بهش گفتم منو بخاطر تمام خوبیهام ببخش، گفتم ببخشه که نمی تونم ببخشمش...

نمی تــــــــــــونم ببخشمش، سعی کردم ولی آخه دلـــــــــم شکسته جواب دلمو چی بدم؟؟

خدا جوووووووونم تو از دلم خبر داری پس کمکم کـــــــن مث همیشه

هنوز به یادشم و می خوام اعتراف کنم با تمام بدی هایی که کرده دوسش دارم!!!!

می دونم خیلی خیلی جای تعجب داره ولی...!!!!!!

خدا جون الهی قربونت برررررررم که هیچ وقت دلمو نشکستی

دلم می خواد داد بزنم بگم :

خدایا شکــــــــــــرت

من ساده بودم ، تنها و تنها مال اون بودم ولی خیلی ها الان می گن اون شاید برای کس دیگست!!

مث همیشه سکوت می کنم و فقط تو دلم هق هق می کنم...

خدا جوووووونم به یادش بیار همه چیو------->قسم ، عشق ،حرف ، دوست داشتن و ...

من که همیشه سکوت کردم و صبور بودم و بخشیدم چرا؟

دوست دارم خیلی زود جواب سوالامو بگیــــــرم

یا باب الحــــوائج به داد دل شکستم نمی رسی؟؟؟؟

خدااااااااااااااااااا همیشه تو چشم من یه حلقه اشکه!!نمی تونم از اینا بگذرم خدا جونم نمی تونم

دیگه نمی دونم چی بنویسم و از چی بنویسم!!!

خدااااااااااااااااااااا حق دل ساده ی من این نبود ، پس به دادم برس

خدا تو می دونی چه روزای داشتم پس کمکم کن، کمکم کــــــــــن

یا امام زمان امروز خیلی صدات کردم آخه روز تو بود تو هم صدامو شنیدی؟؟

خدایا قلبمو ازم نگیـــــــــر

خدااااااااااااااااااااایا به دادمممم برررررررررررررررس



+ نوشته شده در  جمعه نهم مهر 1389ساعت 22:56  توسط اونی که تنهاش گذاشتی 

خدایا شکرت امروز فرق می کرد با روزای قبل

وااااااااااای خدا نمی دونی چه حالی دارم...

خوشحالم بخاطر اینکه دیشب وقتی با یه غمی قسمت می دادم و امام رضارو قسم دادم خوابیدم.

خواب حرم امام رضا رو دیدم و صبح که بیدارشدم سمت گوشیم رفتم دیدم همه وجودم ساعت 1 زنگ زده!!!!

داشتم بال در میاوردم فقط خدارو شکر می کردم.

گذشت و ساعت شد 14:20 چند بار زنگ زد جواب ندادم بعدش جواب دادم و حرف نزدم تا خودم قطع کردم.

ساعت 20:50 اس ام اس دادم گفتم آروم شدی همه چیو سرم خراب کردی ؟جواب نگرفتم

خدایا بازم توکلم به تووووووووووو...

خدایااااااااااا اونو بهم برگردون ، خدا جونم کمکم کن

نبودنش واسم سختـــــــــه ، خودت که همه چیزو می بینی

قسمت میدمممممممم به جونه خودم برش گردون

هنوزم چشم انتظارم...

خدایا دیگه دلم تنگ می شه نمی دونم باید چی کار کنم

خدا جوووووووووووووونم تو از دلم خبر داری پس می دونی ازت چی می خوام

یا اماااااااااااام رضا خودت ضامنم شو پیش خدا

خدایا به داد دل همــــــــه برس...

الهی آمـــــــــین

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مهر 1389ساعت 21:58  توسط اونی که تنهاش گذاشتی 

آه یه روز و شب بد دیگه

چقدر بـــــده  واسه خودت بسازی و بری جلو با یه دنیــــا آرزو به عشق کسی که دوسش داری!

ولی یهو همه چی بی دلیـــــل خراب بشه...

شنیدی بعضی ها می گن آخ قلبمون درد گرفت؟؟ما شاید بگیم که آخی الهی خوب بشی...

حالا می خوام بگم قلبم درد می کنــــــــه...

نه نه تـــو نگو آخی الهی چون تو نتونستی درکش کنـــــــــی.

بعضی وقتا چقدر حرف زدن سخت می شه!!!!

همه می گن فراموشش کن ، به پای کی واستادی ،ارزش نداره که دلتو شکونده...

ولی هیچ کس از دل بیچاره من خبر نداره که پیش تو گیــــــــــــره!

آره آره تو موفق شدی-----> تو شدی تمام زندگـــــــــــیم ولی حالا نیستی.

جـــــــوجـــــــــو قشنگیم!!!یادته؟اینطوری صدات می زدم؟

برگرد پیشم باشووووووووووووووووووووووووووههههههههه؟؟

یادته چطوری می گفتم باشه؟؟

آه خدا امروز و امشبم گذشت برنگشت...

دیگه نمی خندم ،دیگه دلم به چیزی خوش نیست

من چند ماه دیگه بیشتر وقت ندارم واسه...

چقدر انتظار بده!!!از وقتی یادم میاد از انتظار بدم میومد

خدایاااااااااا تو از دلم خبر داری ، نمی تونم خیلی از حرفارو بنویسم پس به حرف دلم خوب گوش بده

خدایا می شه چشامو ببندم و دیگه باز نکنــــــــــم؟؟

خدایا فراموش شـــــــدم؟؟

خدایا دلتنگم نیست؟؟؟

خدایا یه وقت نره با ک..

نه نه نمیره ، خدایا من طاقتشو ندارم خواهش می کنم ازززززززززت خداااااااااااااااااااااا

سختـــــــــــه دیگه ندونی چه هدفی داری ولی امیــــد خیلی ها باشی...

سختــــــــــه همه فک کنن داری طوری پیش میری که اونا می خوان ولی اون طوری نیست

یا امام رضـــــــــــــــا قسمت میدم به انتظاری که کشیدی منتظرم نذار

خدایا به دل همه نگاه کـــــــــــن

خداااااااااااااااااااااایا همه چیزمو بهم برگردون تو می تونی مگه نه؟؟؟

خدایا من منتظــــــــــــــرم

خدا جووووووووووونم التماست می کنم...شما رو به حق جوادتیا امام رضا
                                                                  شما رو به حق جوادتیا امام رضا
                                                                    شمارو به حق جوادت
یا امام رضا



+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مهر 1389ساعت 21:34  توسط اونی که تنهاش گذاشتی 

امــــــروزم گذشت اما تو نیومدی

چقدر سخته دلتنگه یکی باشی و ندونی آیا اونم دلتنگته!!!!

همش به خودت بگی آره اونم به من فکر می کنه ولی یه ترس بیاد تو وجودت که شایدم نه!

روزارو دارم به سختــــــــی می گذرونم مهربونم ، می خوام شب بشه ولی نمی دونم چرا؟!!!

شب می شه و غم تمام وجودمو میگیره!!پس من چی رو دوست دارم؟؟شب یا روز؟؟

شاید هیچ کدوم چون تو نیستی...

می دونی من همیشه به یادتم؟؟حتما می دونی که بی دلیل رفتی و دلمو تنها گذاشتی!

کاش تو هم دلتنگی رو درک می کردی تا بفهمی من چی دارم میگم...

کاش تو هم یادت میموند تمام خاطراتو حرفارو لبخندارو...

کاش صدای دلمو می شنیدی که با یه غمی داره داد می زنه تورو...

کاش اشکامو میدی که چطوری از دوریه تو از چشمام بیرون میان...

کاش...

اصلا کاش این کاشها نبود!!!!!

دلتنـــــــــــگتم بی معرفت ،می فهمی؟؟؟؟؟؟

خدااااااااااااااااااایا تو می دونی امشب بهم چی گذشت پس به داد دلم برس.

خداااااااایا به تو پناه آوردم.بندت دست رد به سینم زد ولی تو که این کارو نمی کنی نه؟؟؟

خدایا بخاطر دل پاکه کسایی که دوسشون دارم به داد دلــــــــــــــم برس

امشبم گذشت و تو نیومدی!!!و اما فردا چی؟؟میایی؟؟

آرزویم اینه که بیایی ، خدایا حاجتمو بده


+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مهر 1389ساعت 23:55  توسط اونی که تنهاش گذاشتی 

پشت سکوتم یه دنیا حــــــــرفه

امشب مال روزیه که به سختی گذشت!!

آره سختی ، چون احساس کردم نیستم .بودم ولی نبودم!!!!

چه جالب هم بودم هم نبودم ولی می دونی مجبور بودم باشم در صورتیکه دوست نداشتم باشم!

سختــــــــه فقط منتظر باشی ولی اون چیزی نشه که تو می خوای!

من یه عالمه سوال بی جواب دارم و مهمترین سوالم اینه که چرا هیچ کس جواب منو نمی ده؟؟؟

دلم می خواست بودی و می دونستم که هر لحظه که بخوام می تونم صداتو بشنوم ولی حالا...

راستی یه سوال؟؟

من بی احترامی کردم مهربون؟؟من بدی کردم؟؟

این بود رسمش بی معرفت؟؟

وااااااااااااااااای اون هم لحظه هایی که با هم بودیم ، می خندیدم ...

کجا رفت احساست؟؟؟

من کی بودم ؟؟برای تو کی بودم؟؟

عشقت؟پس چرا این کارو کردی؟؟

یه دوست؟؟پس چرا گفتی عاشقمی؟؟

هیچ کس؟؟پس چرا دلم شد همه چیز که بشکنیش؟؟

من می خوام بگم که دلم گرفته از توووووووووووووو

آره تو ، تویی که گفتی تا ابد باهام میمونی و عهد بستی !!

حالا کجا رفتی؟؟بیا دیگه می دونی کیا بودند که تو عهد بستی!!

سخته ، سخت می گذره

نه نه تو نگران نشو ، تو مث همیشه به فکر خودت باش

خداااااااااااااااااااااااااایا خودت کمکم کـــــــــــــن

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مهر 1389ساعت 22:20  توسط اونی که تنهاش گذاشتی 

التماس کردم بمون ولی...

سلام عشق مــــــن.الهی قربونت برم دلم واسه خنده هات یه ذره شده

چرا دیگه با من نمی خندی؟؟چرا باغصه باهام حرف می زنی؟؟

دیونه منم همون عشقت یادت رفته؟؟؟چرا اینطوری شدی؟؟

چرا با دلم بازی می کنی؟؟من چه بدی در حقت کردم؟؟

همه بهم می گن فراموشت کنم حتی خودت...

ولی نمی تونم تو قلبمی آخه چطوری فراموشت کنم؟؟هان؟؟تو بگو دیگه

بگو بهــــــــــــم.دلم پر از غصه است...

نمی دونی چقدر بهت احتیاج دارم.نمی دونی چقدر حقیر شدم

چرا اینطوری شد آخه؟؟چرا من؟؟

من که به تو بدی نکردم

خدااااااااااااااااااااااا بگو صدامو می شنوی؟؟؟بگو داری منو می بینی؟؟؟

خدا به دادم برررررررررررررررررررررررررس

یا امام رضــــــــــــــــــا من که در حقش بدی نکردم چرا با من این کارو کرد

خدایا کمکم کن

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مهر 1389ساعت 9:30  توسط اونی که تنهاش گذاشتی 

اولین آپـــــــم

سلام.

نمی دونم چه کسانی این وبلاگو می بینن ولی بدونید با یه غمی اینو ساختم .

این وبلاگو فقط واسه این ساختم که بعضی وقتا که خیلی خیلی کم میارم بیام و بنویسم و با خدا درد و دل کنم.

من یه عاشق واقعیم.کسی که به عشقش میبالید ، کسی که بعد از خدا اونو می پرستید ولی عشقش به اون

و دلش خیانت کرد ، دلمو طرد کرد همیشه و همیشه بی دلیل.

من به عشقم هیچ وقت بدی نکردم ولی اون...

خدایا تو همیشه باهام بودی و از دلم خبر داری!!

دیدی باهام چی کار کرد؟؟می دونی چه حالی دارم؟؟

پس جواب دلمو بده

التـــــماست می کنــــــم

+ نوشته شده در  جمعه دوم مهر 1389ساعت 21:33  توسط اونی که تنهاش گذاشتی