با تمام غرورم ولی شکستم!
اگه قلبمو شکستی به فدای یک نگاهت
این منم چون گل یاس نشستم سر راهت
تو ببین غبار غم رو که نشسته بر نگاهم
اگه من نمردم از عشق تو بدون که روسیاهم
اگه عاشقی یه درده چه کسی این درد ندیده
تو بگو کدام عاشق رنج دوری رو ندیده
اگه عاشقی گناهه ما همه غرق گناهیم
میون این همه آدم یه غریب و بی پناهیم
تو ببین به جرمه عشقت پره پروازمو بستند
تو ندیدی منه مغرور چه بی صدا شکستم

با تمام غرورم شکستم...
آره مغرور بودم به وجودم، به عشق پاکم، به دوست داشتنم چون تک بود
غرور داشتم ولی شکستم وقتی غرورمو شکستمو ندیدیش خودمم شکستم.
برات مبهمه نه؟
با اینکه می دونم هیچ وقت متنهای این وبلاگو نمی خونی ولی دارم باهات حرف می زنم
یادم میاد وقتی قول می دادیم چند نفر بودیم اولیش خدا بــــود
یادته؟کنار اون به هم قول دادیم و عهد بستیم...
من هنوزم سر قولم موندم با اینکه هزار جور دل نگرونی دارم از وقتی رفتی
تا جایی پیش رفتم که با کابوس این از خواب بیدار می شم که با کسی دیگه...
نمی تونم بپذیرم!!!!
دل بیچاره ی من چه مظلومانه شکست ولی هنوز عاشقه
عاشقه اون لحظه هایی که کنارت بود با اینکه خیلی کم بود...
عاشقه اون شبهای قدری که تا صبح با دل تو ناله کرد و التماس کرد.
عشقم خیلی خوشگل بود دوسش داشتم تک بود...
توی این مدت فقط التماس کردم، سجده کردم، تا تونستم خدارو صدا زدم
امام رضارو قسم دادم، خانم فاطمه زهرارو خواستم از همشون التماش کردم
امروز دست به دامن آقا امام زمان شدم...
هر وقت حرف دلم خیلی زیاد می شه و با خدا حرف می زنم و التماس می کنم صبر میاد
ولی به خود خدا قسم صبرم داره تموم می شه
فقط دارم انتظار می کشم
خدایا قسمت می دم به حق تمام دلای پاکی که صدات می زنن به داد دل منم برس
یا صـــاحــــــب الزمــــان...
یا امــــــــــــام رضــــــا...
یا فــــاطمه زهــــــرا...
یا قمر بنی هاشم...





























رو به حق جوادت